وقتی با جسم ناشناختهای روبهرو میشويم،
نخستين کاری که میکنيم چيست؟ بستگی به شرايط دارد. اگر در ميدان جنگ باشيم، به آن
دست نمیزنيم، ولی اگر در موقعيت خريد کردن يا هر موقعيت ديگری باشيم، احتمالاً
برخوردهای ديگری خواهيم داشت. ممکن است به آن نگاه کنيم، از زاويههای مختلف آن را
ورانداز کنيم، آنرا لمس کنيم و ....
هر وقت داخل اتومبيل
نشسته باشم و ياد تصادف بيافتم، در ذهنم تصور میکنم که به محض شروع تصادف، فلان و
فلان واکنشهای تدافعی را انجام خواهم داد، و البته کسانی که موقعيت واقعی تصادف
را تجربه کردهاند، خوب میدانند که در آن لحظهها فرصتی برای آنکه سرعت را به سه
مؤلفه تجزيه کنيم نداريم: برخوردی سنگين و کوبنده، و البته با سرعتی که برايند هر
سه مؤلفهی افقی و عمودی سرعت است، رخ خواهد داد!
شايد امروزه برای ما
تجزيهی يک بردار به سه مؤلفه کاملاً بديهی باشد، ولی به نظر من اين رويکرد زيرکانه
و بسيار راهگشا، در زمان خود بسيار هم پيچيده بوده است. بد نيست به اين بيانديشيم
که چرا هر بردار سه مؤلفه دارد و نه بيشتر؟ البته برداری که موضوع بحث ماست،
برداری است در فضای واقعی هندسی و اين فضا نيز تنها سه راستا دارد. اگرچه راستاهای
ديگری هم قابل تصور است، ولی راستاهای بعد از راستای سوم ديگر مستقل نيستند؛
بنابراين، تجزيهی بردار به بيش از سه مؤلفه مسألهی ما را آسانتر نخواهد کرد و
اصولاً اطلاعات جديدی به ما نخواهد بخشيد.
پرسشی که مطرح است
اين است که ضرورت تجزيهی يک بردار چيست؟ واقعيت اين است که هر آزمايشگری که بهصورت
سازمانيافته و علمی کار کند، با هر پديدهای بهصورت يک بردار برخورد خواهد کرد.
يعنی در يک آزمايش علمی، همهی عوامل مؤثر بر نتيجهی آزمايش شناسايی میشوند و
تأثير هر کدام از اين عاملها، مستقل از تأثير بقيهی عوامل، بررسی میشود. به اين
ترتيب، میتوانيم ادعا کنيم که پديدهی مورد بررسی را بهدرستی شناختهايم.
ولی در برخورد با يک
"خبر" چه رویکردی را بايد اتخاذ کرد؟ هر روزه با خبرهای نسبتاً زيادی
روبهرو میشويم که ممکن است درست يا نادرست باشند. آيا يک خبر نيز همانند يک
بردار دارای تعدادی مؤلفهی مستقل است؟ و اگر مؤلفههايی دارد، آيا میتوان اين
مؤلفهها را شناسايی کرد؟ اگر يک نگاه کلی به برخوردهای مختلف انسانها با يک خبر
بياندازيم و برايند آنرا مشاهده کنيم، تقريباً به اين نتيجه میرسيم که بااهميتترين
مؤلفه، "گوينده"ی خبر است. ولی نگاه به گوينده، به معنای "پيشداوری"
کردن است و در اينصورت تنها پنجاهدرصد احتمال تشخيص درست وجود دارد. اين در حالی
است که اساساً، گويندهی خبر بههيچوجه هيچ مؤلفهی مستقل واقعی به شمار نمیرود!
البته بايد خاطرنشان شد که منظور از گوينده، سخنگويی نيست که با دلايل کافی خبر
را توضيح میدهد، بلکه منظور تنها يک راوی است.
برای برخورد علمی با
يک خبر بايد از زاويههای مختلف به آن نگاه کنيم، مؤلفههای تأثيرگذار را پيدا
کنيم، وزنهای هرکدام از مؤلفهها تعيين کنيم و بعد خواهيم ديد که تشخيص درستی و
نادرستی خبر چقدر آسان است!
ساراماگو در
"همهی نامها" چنين میگويد (قريب به مضمون): "مردم نوشتههای
چاپی را بهتر باور میکنند". روزنامه و تلوزيون از راويان مهم اخبار هستند.
تا حالا چند بار اين جمله را شنيده ايم: روزنامه نوشته بود... تلوزيون گفت...!
پینوشت:
- به گمانم
اين مطلب بهخوبی روی مؤلفههايش عمود نشده است!
- ظاهراً تنور مطلب جوجه های پاييزی تازه گرم شده.